تنها پستی که مربوط به تویی هست که هیچ وقت نمیخونی اما خودم روزی هزار بار مرورش میکنم
موهام فر بود... ولی تو همیشه ازشون متنفر بودی! میگفتی حالتو به هم میزنه
میگفتی موی صاف دوست داری... راستش اون موقع دیگه برام اهمیت نداشت که چه قدر به موهای فرم علاقه دارم...
فقط یه دراکولای اخمو تو ذهنم بود! یکی که حتی اسمش بهم نیرو میداد...
راستش این نیرو عجیب مستم می کرد.
واسه همین رفتم موهام صاف کردم... گفته بودی از موی مشکی بدت میاد، بلوند کردم...
حالا من با موی صافِ بِلوند بی شباهت به منِ قبلی، ولی عاشق تر، جلوی آینه از ظاهرم لذت می بردم
دوست داشتم شب که میای همه چیز رویایی باشه! فضای خونه رو رمانتیک کردم و منتظرت شدم...
درو که باز کردی، بوی عطر سردت همه جا پراکنده شد...
با تموم وجودم بلعیدمش!
لامپ که روشن شد، بی اینکه بخوای به سمتم اومدی... دستی روی موهام کشیدی و سرتو فرو کردی توی گودی گردنم... داشتم از این نزدیکی لذت میبردم که خیلی آروم گفتی:
"لعنتی... تو هیچوقت اون نمیشی!"
تو هم هیچ وقت آدم من نبودی و دیگه نیستی
حالا شدم منِ قبلی و موهای فرفری و مشکیم
نوشته شده در دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:21 توسط من حوا...| |
آدم و حوا...ما را در سایت آدم و حوا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44